دولت ایدئولوژیک و دولت عقلایی؛ «کشته های» کرونای ایران بیش از «مبتلایان» کره جنوبی

44

زمان مطالعه: 3 دقیقه

محمدرضا تهمک

تفاوت ایران تحت مدیریت ایدئولوژیک با کره جنوبی تحت مدیریت عقلایی در چنین مواردی مشخص می شود. چندین دهه است تخصص گریزی و عقلانیت زدایی در مدیریت همچون خوره به جان کشور افتاده است. گاهی فکر می‌کنم «به جای هیئت دولت یک دولت هیئتی داریم». همین است که در ایران «به جای مدیریت بحران، خود مدیریت است که بحران است»، و این بیش از کرونا حیات این تمدن چند هزار ساله را تهدید می کند.

بازخوانی تجربه سیاستگذاری نیم قرن اخیر کره جنوبی که همپا و حتی در گام های نخست واپس تر از ایران فرآیند توسعه را آغاز کرد، برای ما می تواند حامل پیام هایی معنادار باشد. کره که در دهه اول آغاز توسعه اش از نظر اقتصادی و صنعتی از ایران ضعیف تر بود، کارگرانش را برای اشتغال به ایران می فرستاد. اکنون، نه تنها از نظر اقتصادی، صنعتی، رفاهی و سلامت از ایران جلوتر است، بلکه الگویی موفق برای دیگر کشورها به حساب می آید. به نظر می رسد مهمترین تفاوت برنامه ریزی و سیستم مدیریتی ایران و کره در میزان عقلانیت و ایدئولوژی است.
یک نمونه از آن، که پررنگی ایدئولوژی در مدیریت در ایران و عقلانیت در کره جنوبی را نشان می دهد، مدیریت بحران کرونا است. این مقایسه سیستم های مدیریتی، نه تنها از این نظرکه دو کشور توسعه اقتصادی، آموزشی، بهداشتی و رفاهی را زمانی نزدیک به هم آغاز کردند اهمیت دارد، بلکه، گسترش اولیه و بحران شدن کووید-19 در دو کشور نیز تابع الگویی مشابه، اما مواجهه دو سیستم مدیریتی با آن متفاوت، بوده است. اول، کره جنوبی و ایران در زمانی مشابه (اوایل اسفند) با افزایش ناگهانی مبتلایان کرونا روبرو شدند، بطوریکه، روزانه گوی سبقت برای دومین کشور دارای بیشترین کرونایی در جهان پس از چین را از یکدیگر می ربودند، تا جایی که گاه مورد تمسخر رسانه ها قرار گرفتند. دوم، در کره نیز کانون بحران کرونا – بحران به معنای شیوع گستره، نه پراکنده – کلانشهری مذهبی (دئگو Daegu) و مقاومت اولیه اجتماعات مسیحیان شین چونجی بود. سوم، در مورد بیماری‌های حاد تنفسی چون کووید-19 آنچه درمان اهمیت دارد نه میزان تخت‌های بیمارستانی بلکه میزان برخورداری از تخت آی¬سی-یو است که نرخ آن برای ایران 10 و کره جنوبی 6 / 10 به ازای هر 100 هزار نفر، نزدیک به یکدیگر است. علاوه بر تشابهات، در کره جنوبی جمعیت دارای تراکمی بالا، جمعیتی تقریباً 50 میلیونی در وسعتی نزدیک به استان اصفهان، و اقلیم سرد مرطوب، شبیه اقلیم مازندران و گیلان، زیستگاهی مناسب برای ویروس کووید-19 است، اما کره جنوبی در مدیریت بحران عقلانی عمل کرد. پس بحث بر سر نوع مدیریت است. شرم آور آنکه، اکنون میزان «کشته های» کرونا در ایران (حدود 17200 نفر) تقریباً 20 درصد بیشتر از «مبتلایان» کره جنوبی (حدود 14300 نفر) است. کل مبتلایان ایران حدود 310 هزار نفر و فوت کره جنوبی از کرونا 301 نفر بوده است؛ ایران 21 برابر کره جنوبی مبتلاء و 56 برابر آن مرگ و میر داشته است!
کره جنوبی که همزمان با ایران و وضعیتی مشابه بحرانی شد، به جای ایدئولوژیک اندیشیدن، عقلانیت را در پیش گرفت، در 4 اسفند 1398 سریعاً شهر مذهبی دئگو را قرنطینه کرد. رئیس جمهور مون جائه-این وضعیت جنگی و قرمز (بالاترین سطح اخطار) را صادر کرد. برای نشان دادن عدم تسامح در مقابل گروه های مذهبی ای که با سلامت مردم بازی می کردند، شروع به تحقیق و تفحص از گروه های مذهبی خاطی کرد. اکنون حتی علیه بالاترین رهبر مذهبی مسیحیان شین چونجی آقای لی مان-هی مدعی پیامبری، اعلام جرم کرده، او را به دادگاه فراخوانده است.
در ایران که در ابتدا مقامات کشور بیماری را به شوخی گرفتند و تا اواسط فروردین روزانه وضعیت بحرانی تر می شد، با ورود نسبتاً سختگیرانه و کنترل هرچند نه چندان شایسته دولت آمار مبتلایان روزانه تا اواسط اردیبهشت به حدود 800 نفر کاهش یافت. اما با بازگشایی مجدد اماکن مذهبی، تفریحی و بعداً سینماها و… دوباره کرونا اوج گرفت و به روزانه حدود 2500 نفر مبتلاء و بیش از 200 نفر کشته رسید. اکنون کشته های 2 روز اخیر کرونا (نزدیک به 500 نفر) در ایران بیش از یک ونیم برابر کشته های 5 ماه اخیر کره جنوبی (301 نفر) است! البته اگر آمارهای رسمی ایران دقیق باشد و امیدوارم هموطنان بیشتری از جمعمان کم نشده باشند. تأسف برانگیزتر آنکه، اکنون آقای روحانی از بازگشایی مراسم های مذهبی در محرم و صفر می گوید. این موضوعی ساده است که در دین اسلام حفظ جان واجب و برگزاری عزاداری محرم و صفر مستحب است. تصمیم به بازگشایی مجالس مذهبی محرم و صفر نه تصمیمی مذهبی بلکه ایدئولوژیک است با رنگ مذهب، و این عدم عقلانیت ممکن است سونامی مرگ هموطنانمان را در پی داشته باشد.
تفاوت ایران تحت مدیریت ایدئولوژیک با کره جنوبی تحت مدیریت عقلایی در چنین مواردی مشخص می شود. چندین دهه است تخصص گریزی و عقلانیت زدایی در مدیریت همچون خوره به جان کشور افتاده است. گاهی فکر می‌کنم «به جای هیئت دولت یک دولت هیئتی داریم». همین است که در ایران «به جای مدیریت بحران، خود مدیریت است که بحران است»، و این بیش از کرونا حیات این تمدن چند هزار ساله را تهدید می کند.

5+

دیدگاه‌ خود را بنویسید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید